علي بن حسين انصارى شيرازى

86

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

ظرفى ديگر كند و ديگربار آب بر سر توتيا كنند همچنانكه اول و ديگر همان كند بعد از آن آبها برگيرد و توتيا از وى بگيرد اگر رمل در بن آن باشد بيندازد و توتيا خشك كند و استعمال كند صاحب مخزن الادويه مىگويد : توتيا بضم تا و سكون واو و كسر تا از دودياى فارسى است و بيونانى ثمقولس نامند دربارهء نوع مصنوعى آن مىنويسد از دود قلعى و اسرب و شيح كه به فارسى شبه و روى توتيا و بهندى جست نامند باشد . . . توذريون بيخ كوى است و در شين شوكران صفت آن گفته شود تووال النحاس لطيف‌تر از مس سوخته بود و آن توبال چون مس گرم كرده كوبند از آن بدرخشد و بهترين آن قبرسى بود سياه كه ميل بسرخى داشته باشد و رقيق بود مانند پوستى بود و اولى آن بود كه پيش از سحق چند نوبت بشويند و چون خواهند كه در داروى چشم به كار برند طبيعت آن گرم و خشك است در سيم قابض بود گوشت زياده بخورد و خشونت اجفان را سود دارد و تاريكى چشم زايل كند و جلا دهد و اولى آن بود كه حدت وى بنشاسته بشكنند و خاصيت وى را در اسهال بلغم و ماء صفر است كه نيم مثقال سحق كنند و با يك مثقال علك البطم حب سازند و فروبرند مسهل بلغم بود بشدت و گويند يك مثقال با ماء العسل بدهند همين عمل كند بعد از آن قدرى سركه بياشامند تا در اندرون نماند صاحب مخزن الادويه تحت عنوان توبال مىنويسد : بضم تا معرب از تفال فارسى است و بيونانى اماطيطس نامند صاحب تحفه نيز اضافه بر مطالب فوق مىنويسد : آن چيزى است كه از مس و آهن گداخته در حين كوفتن ريزد و از مطلق او مرادتويال مس است توبال الحديد قوىترين توبالها بود چون آهن سرخ شده بكوبند آن درخشد و آن مجفف و قابض بود و نافع بود جهت ريشهاى بد توبابليون ( در نسخه ك م توبال‌مون ضبط شده است ) نوعى از تيوعات است و ورق وى مانند ورق كبر بود گردشكل و شاخها داشته باشد و چون بشكنند شير بسيار از وى روانه گردد و محرق بود بشدت تين رطب انجير تر بهترين آن وزيرى بود پوست باز كرده بعد از آن آنچه ميل بسفيدى دارد بعد از آن سرخ پس سياه و طبيعت آن گرم بود اندك و گويند گرم است در اول يا در ابتداى درج دوم و تر است در دوم و خام وى بسردى مايل بود و در وى جلايى بود بر ثاليل ضماد كردن و بهق را نافع بود و انجير رسيده غذا بهتر از مجموع ميوه‌ها دهد و زودتر بگذرد و فربهى آورد و صرع را نافع بود و خشونت حلق و سينه و تشنگى كه از بلغم شور بود ساكن گرداند گرده و مثانه را سود دهد و هرچه باشد پاك كند و خاكستر چوب وى ذوسنطاريا را نافع بود و اسهال را خوردن و حقنه كردن مقدار پانزده درم پس وى سودمند بود گزيدن عقرب و رتيلا را ماليدن و نارسيدهء وى با عسل گزندگى سگ ديوانه يا ريشهايى كه رطوبت از وى روانه بود نافع بود و همچنين ورق آن با كرسنه و شراب بر گزندگى ابن عرس طلا كردن سودمند بود و در خوردن انجير ايمن باشند از سموم و قضبان وى چون با گوشت گاو صلب بپزند مهرا بشود و انجير طبيعتى دارد و چوب آن طبيعتى و طبيعت ورق آن مقوى بود و لبن وى خون گداخته و شير ببندد و از آن بسته بگشايد مانند انفحه و اگر بر صوف نهند و در دندان گيرند از خوردن كرم پاك كند و با عسل در چشم كشيدن ابتداى نزول آب را نافع بود و در انجير نفخى بود و مولد مره بود و معده را بد بود و دفع مضرت آن به سكنجبين ساده بكند كه پس از آن بخورند لاتين CARICA فرانسه FIGUE انگليسى FIG